السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)

لایق وصل تو که من نیستم

اذن به یه لحظه نگاهم بده

وقتی این شعر رو میشنوم، احساس میکنم قلبم عجیب فشرده شده. تسکینش فقط دیدن حرم توست. یادم نمیرود روزهایی که در خیابان منتهی به حرم، رادیو مشهد این شعر پخش میکرد و من بی اختیار اشک میریختم و به حرمت نگاه میکردم. از پرنده غمی که در دلم لانه کرده بود ناراحت نبودم برعکس دوستش هم داشتم و چقدر دلم به حال کسانیکه این غم هیچ وقت احساس نکردند میسوخت. کسانی که براشون حزن اسلام سواله در حالیکه عده ای چنان از این حزن لذت میبرن که ساعتها خنده این نشاط برای آنها ایجاد نمیکنه.

 

 

وقتی وارد حرم میشدم و خدام سعادتمند می­دیدم بی اختیار یاد اجداد بزرگوار امام رضا(ع) در بقیع میفتادم. به گنبد طلایی نگاه میکردم و بعد به قبرستان خاکی بقیع فکر می­کردم. به ضریح نگاه میکردم و بعد در نظرم سنگ قبرهای خاکی نقش می بست. به زائرای پیاده امام رضا(ع) و امامانی که در بقیع سینه زن ندارن. به اینکه به آقا غریب الغربا میگن. آقا واقعا در ایران غریبین؟ ولی از نظر من ائمه بقیع در زادگاهشون از همه جا غریبترن ولی نه ائمه اونجا غریب نیستن. خاندان ملعون آل سعود غریبه اند چون سگ قلاده بسته استعمارن و انجا جاشون نیست. صدامم عراق جاش نبود. ان شاا... یه روز ضریح ائمه بقیع هم تو ایران زیارت میکنیم و بعد میفرستیم بقیع مثل ضریح ابا عبدالله.

اللهم عجل لولیک الفرج

/ 2 نظر / 24 بازدید
مرضیه

سلام وخسته نباشید وبلاگ خوبی راه انداختی امیدوارم که موفق باشی[لبخند]

طاهره

سلام قلم زیبایی داری ان شاالله موفق باشی